آغاز به مردن …..

به آرامی آغاز به مردن ميكنی

اگر سفر نكنی،

اگر كتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نكنی.

——–

به آرامی آغاز به مردن ميكنی

زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،

وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

——–

به آرامي آغاز به مردن ميكنی

اگر برده ی عادات خود شوی،

اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …

اگر روزمرگی را تغيير ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

——–

:):):):):):):):):):):)

تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سركش،

و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،

و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،

دوری كنی . .. .،

——–

تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی

اگر هنگامی كه با شغلت،

يا عشقت شاد نيستی،

آن را عوض نكنی،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،

اگر ورای روياها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

كه حداقل يك بار در تمام زندگي ات

ورای مصلحت انديشی بروی . . .

:):):):):):):):):):):)

——–

-امروز زندگی را آغاز كن!

امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!

نگذار كه به آرامی بميری!

شادی را فراموش نكن

.
.
.

.پ.ن ۱: این متن ترجمه احمد شاملو است.
پ.ن ۲: عکس اول توسط  nattu گرفته شده است و عکس دوم توسط  rolands.lakis گرفته شده است.

13 پاسخ برای آغاز به مردن …..

  1. سلام

    من این متنو خیلی دوست دارم … ولی دوست داشتن کافی نیست!

    چه عکسای جالبی! … نمیدونم چرا ولی با بچه تو تصویر که دستاشو گذاشته رو سرش احساس همزادپنداری میکنم!!

  2. عالی بود … از طریق وبلاگ دل نوشته به طور اتفاقی اومدم اینجا . لذت بردم . موفق باشید

    • خوشحالم که انتخاب خوبی انجام داده بودم. باید از شاملو تشکر کرد که چنین ترجمه قشنگی رو انجام داده . خوشحال میشم از این به بعد با هم بیشتر در ارتباط باشیم.

      شاد و سر افراز باشی

  3. بعد از خوندن این متن لبخند زدم …
    چقدر نزدیک به افکار و نوشته های خودت بود. اول فکر کردم خودت نوشتی. انتخاب به جایی بود.
    فکر نمی کنم کسی از زندگی با عشق بیشتر و شادی زیادتر بدش بیاد. مسئله اینه که هر تغییری جرأت می خواد و البته هر تحولی هم در نظر دیگران قابل قبول نیست.
    «اگه چیزی رو واقعا دوست داشته باشی، بالاخره یا پیداش میکنی، یا بهش میرسی، یا میسازیش.»…امیدوارم…

  4. هر وقت به وبلاگت میام امیدوار میشم! خیلی جالبه… دقیقاً به قول پانته آ ی عزیزم شنبیه نوشته های خودت بود.
    چند خطیش رو که خوندم یا استاپ زدم و یه سر به پایئنش زدم که ببینم نویسنده رو کی نوشتی. و وقتی توضیحاتت رو دیدم گفتم: اصلاً تعجب نمی کردم اگه خودت نوشته بودی
    تصویر آخر هم خیلی زیباست لذت بردم

  5. وای که من آشفته ی این روزها ، چقدر به این متن نیاز داشتم …
    ممنون

  6. عجب!
    با این حساب ما انسانها زیاد در زندگی میمیرم و زنده میشیم!! البته شاید زمان مردگی خیلی بیشتر از زمان زندگی باشه…چه سرنوشت غمگینی!

    • آره امیر حسین جون. همین طوره که میگی. بارها و بارها به سمت مرگ میریم و بر میگردیم. امان از اون وقتی که نفهمیم که، داریم به سمتش میریم و با خیال راحت، حرکت کنیم . چه مسیر سخت و خسته کننده ای میشه.!!!!

  7. احسان جان وبلاگ خیلی قشنگیه نگاهت به زندگی خیلی زیباست امیدوارم همیشه شاد باشی وزندگی را زندگی کنی مطالبت بسیار زیباست عزیزم قربونت برم پسر قشنگم امیدوارم همیشه اینقدر شاد و سرحال باشی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s