میخوام یه میکده درست کنم و شرابی آماده کنم، که هرچی بنوشی، خسته نشی…..
من بی می ناب زيستن نـتـوانم بی باده کشید بار تن نـتـوانم
من بنده آن دمم که ســاقی گـوید يک جام دگر بگیر و من نتوانم
مطالب قشنگتون رو، لطفا این جا بگذارید که همه استفاده کنیم.
آغاز به مردن
ترجمه از احمد شاملو
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكنی
اگر برده ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوری كنی . .. .،
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر هنگامی كه با شغلت،
يا عشقت شاد نيستی،
آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي ات
ورای مصلحت انديشی بروی . . .
-امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن
چه با مزه…. خلاقیت جالبی بود
ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وانكس كه چو ما نيست درين شهر كدام است
با محتسبم عيب مگوئيد كه او نيز
پيوسته چو ما در طلب عيش مدام است!